| | با توجه به اهميت نقش و جايگاه مديران كل استانها در پيشبرد و تحقق اهداف ، برنامهها و سياستهاي سازمان ، ضرورت دارد مديران بمنظور اهميت روزآمدسازي دانش و اطلاعات خود با تكنيكهاي نوين مديريتي ، توجه ويژه به مطالعه كتب مديريتي و نيز مطالب منتشره در خصوص مقولات و كاركردهاي مختلف مديريتي داشته باشند.
|
| |  | استقرار نظام پيشنهادات و مشاركت : |
| | | مشاركت كاركنان و ارتباط و همكاري مستمر و نزديك آنان با يكديگر افزايش كارائي سازمان را در پي خواهد داشت. |
| | | كاركنان با استفاده ار معلومات تخصصي در فرآيند تصميمگيري و تصميم سازي اثرگذار خواهند بود. |
| | | كاركنان تصميماتي را كه خود در آن شريك بودند بهتر انجام ميدهند. |
| | | كاركنان نقاط حساس بهبود كيفيت را بهتر ميشناسند |
| | | مشاركت كاركنان منجر به احساس تعهد بيشتر خواهد شد و سبب ميگردد تا تغييرات را بهتر بپذيرند |
| | | مشاركت در يك سازمان باعث گسترش فضاي بيان آزاد انديشهها ، رقابت سالم همراه با همكاري و كاهش ضايعات و تنش ميشود |
| | | مشاركت كاركنان از دوباره كاريها و انجام امور موازي پيشگيري مينمايد |
| |  | حذف مديريتهاي خنثي و بي طرف: |
| | | نگرش توسعهاي مديران و پيگيري جدي آنان سرآغاز هر گونه تحول و نوآوري خواهد بود. |
| | | مديران بايد مسئوليتپذير ، مشتري گرا، آموزش پذير ، متعهد و داراي تحرك و پويائي باشند. |
| | | مديريت خنثي باعث سازمان خنثي و ناكارآمد ميشود. |
| | | مديران بايد نسبت به مسائل و مشكلات مجموعه خودشان حساس ، دقيق و سريع باشند. |
| | | قرن حاضر قرن شكارچي بودن مديران است يعني مديران بايد لحظهها ، موقعيتها و فرصتها را شكار كنند. |
| |  | ايجاد يك عزم و اراده قوي و مستمر براي بهبود خدمات يا محصولات : |
| | | اين اصل باعث ميشود موسسه به قوت خود باقي بماند و توان رقابتي داشته باشد و اشتغال جديد نيز ايجاد كند |
| | | استقرار اين اصل مستلزم قبول مسئوليتهاي زير است: |
| | | تاكيد مستمر بر آموزش و ياددهي بويژه در زمينه خودباوري و خوداتكائي |
| | | نوآوري و ابتكار |
| | | پذيرش تغيير و دگرگوني |
| | | شروع كارها به نيت اتمام كامل آنها |
| |  | بكارگيري فلسفه جديد : |
| | | ما در عصر جديد زندگي ميكنيم قوانين و مقررات و طرز تفكر مديريت بايد در جهت خوشبختي مردم تغيير كند و يك برنامه صحيح اقتصادي تدوين و اجرا گردد بطوريكه برنامه اقتصادي باعث انگيزش و پويائي مجموعه شما باشد. |
| | | نوآوري ، ابتكار ، خلاقيت و تحقيقات را در سازمان خود بعنوان يك ارزش پياده كنيد |
| |  | خودداري از بازرسي زياد: |
| | | با بازرسي زياد كيفيت حاصل نميشود و براي دست يافتن به كيفيت بازرسي خيلي دير است براي اينكه فرآيند شما بر اساس ضوابط و استاندارد باشد به اولين كننده كار آموزش بدهيد تا محصولات يا خدمات خود را با كيفيت بالا توليد نمايد. |
| | | بازرسي زياد به غرور و عزت كاركنان لطمه وارد ميكند |
| | | بجاي بازرسي ، سيستم ارزشيابي دقيق و چهره به چهره برقرار كنيد. |
| | | بازرسي با هدف نظارت توسعهاي صورت گيرد نه مچگيري |
| |  | به روش رايج در خريد كه تنها قيمت ملاك انتخاب است بايد خاتمه داد : |
| | | قيمت ارزان كالا بايد توام با كيفيت مطلوب باشد و به تقليل قيمت تمام شده توجه شود |
| | | تامين كننده بايد از كيفيت بالائي برخوردار باشد و بعنوان يك شريك با او رفتار شود |
| | | در مناقصات رقابت آزاد ايجاد كنيد و تنها قيمت را ملاك عمل قرار ندهيد |
| |  | بهبود دائمي و هميشگي سيستم توليد و خدمات : كيفيت دلخواه با نيت جدي شروع ميشود براي اين منظور ضرورت دارد: |
| | | درك واقعي و مستمر از نيازهاي مشتري |
| | | آموزش طريقه و چگونگي استفاده از خدمات |
| | | درك و شناخت اشكالات بوجود آمده از استفاده نادرست توسط مشتري |
| | | توزيع مناسب نيروي انساني از طريق انتخاب ، بكارگيري ، آموزش دادن ، ايجاد فضاي مناسب براي استفاده از استعداد كاركنان و درك و شناخت نيازهاي مادي و معنوي كاركنان |
| |  | استقرار نظام آموزشي : |
| | | آموزش يعني حفظ و افزايش دانائي و امروزه دانائي يعني قدرت و اقتدار |
| | | مديران بايد در مورد همه امور واحد مربوطه ياد بگيرند و آموزش ببينند |
| | | آموزش باعث بكارگيري اصول علمي مديريت ،افزايش روحيه تغيير پذيري كاركنان، تعلق خاطر بيشتر مديران و كاركنان و برپائي نظامهاي مالي و برنامه ريزي پويا ميشود |
| | | افراد به شيوههاي مختلف ياد ميگيرند بايد بهترين شيوههاي آموزشي را يافت و مورد استفاده قرار داد |
| | | نابغه شدن %99 به تلاش ما (نه به هوش ما) بستگي دارد |
| |  | انتخاب و استقرار روشهاي رهبري : |
| | | كار مديريت سرپرستي و نظارت نيست بلكه وظيفه مديريت رهبري است |
| | | رهبران يا مديران موفق و توانمند بعد از توكل به خدا خصوصيات زير را دارند: |
| | | پيروزمندانه تشنه آموختن هستند ،امين و درستكارند |
| | | خود را با مشكلات و مسائل تطبيق ميدهند |
| | | پيوسته بر موفقيتهاي گذشته تمركز نموده و به شكستها با ديد تجربه نگاه ميكنند |
| | | شخصيت خود را پرورش داده و در حد استانداردهاي بالا نگاه ميدارند |
| | | آنها ناخداي كشتي زندگي خود هستند حوادث را بوجود ميآورند و حصار شكنند |
| | | هدف دارند و ليست اهداف و فعاليتهائي را كه بايد انجام دهند هميشه به همراه دارند |
| | | ناظر و تماشاچي نيستند بلكه خود فرمانروا ميباشند |
| | | مثل چشمه ميجوشند و ديگران را سيراب ميكنند |
| | | احساس مسئوليت را نسبت به جامعه و افراد در خود و كاركنان تقويت ميكنند |
| | | خود را در كنار مسائل قرار نميدهند و فرصت طلب و شكست گرا نميباشند |
| | | عليرغم وجود مشكلات فراوان كار را انجام ميدهند چون راه حلها نيز فراوان هستند |
| | | افكار ، باورها و تصويرهاي ذهني آنها بزرگترين سرمايهشان هستند و بهترين دوست را تصوير ذهني خود ميدانند |
| | | آنها معتقدند همانطور كه طلا بدون سائيدن و صيقل دادن طلا نميشود انسان هم بدون تحمل سختي كامل نميشود |
| | | هرگز به آنچه بدست آوردهاند قانع نميشوند بلكه پيوسته و مستمر درصدد كسب پيروزيها و موفقيتهاي جديد ميباشند |
| | | عقايد و رفتارهاي بازدارنده خود و همكارانشان را كنار ميگذارند و توانائيها را بكار ميگيرند |
| | | تلاش در حد رفع تكليف را از سر خودشان بيرون ميكنند كارها را بنحو احسن و تا انتها انجام ميدهند |
| | | پيگيري كارها را بعنوان يك عادت پسنديده در خود پرورش ميدهند روحيه و نگرش جهاني دارند و هيچگاه از نوآوري و ابداع غافل نميمانند |
| |  | ترس را از سازمان خود دور نمائيد: |
| | | اگر كسي در كار خود احساس ايمني و امنيت شغلي نكند نميتواند مفيد و موثر باشد. |
| | | ترس از ورشكستگي ، از عزل و نصب و ناراحتي مافوق را از خود دور كنيد و با برنامه ريزي دقيق در صدد افزودن به ارزش خود و سازمانتان باشيد وقتي مطمئن هستيد كار شما خداپسندانه و منطقي است از كسي نترسيد |
| |  | موانع موجود بين كاركنان را برداريد: |
| | | سعي كنيد افراديكه گروهي كار ميكنند درست ارزيابي شوند |
| | | به كاركناني كه درست كار ميكنند ولي نميخواهند خودنمائي كنند توجه كنيد |
| | | نظام تشويق كاركنان را طوري اجرا كنيد كه باعث تقابل كاركنان نشود پول نبايد جايگزين همه نوع تشويقات شود |
| | | روحيه اتحاد هماهنگي و همدلي را در كاركنان ايجاد كنيد |
| |  | از شعار دادن و موعظه كردن بپرهيزيد: |
| | | اهل عمل باشيد بدين ترتيب اعتماد كاركنان و مشتريان را جلب نمائيد |
| | | در ارائه گزارش و فعاليتهاي آماري دقت كنيد تا خلاف واقعيت ارائه نشود |
| | | عملكرد و شخصيت مديران در شكل دهي فرهنگ سازماني نقش بسزائي دارد بنابراين آنچه ميگوئيد عمل كنيد |
| |  | به مديران ارشد در بهبود كيفيت كار كمك كنيد: |
| | | ارتباط منطقي و بدون پنهان كاري با مديران داشته باشيد |
| | | تنها كميت را ملاك عمل قرار ندهيد به كيفيت و استانداردها هم توجه كنيد |
| | | كارآمدي سازمان به سيستم مديريت كارآمد بستگي دارد |
| | | از تغييرات مكرر مديران خودداري كنيد مدير كار آفرين با آموزش و نظارت مستمر شناخته ميشود نه با عزل و نصب |
| |  | عوامل و موانعي را كه باعث از بين بردن غرور و افتخار كار افراد ميشود از ميان برداريد: |
| | | كسي كه احساس كند وجودش در كار با اهميت است به هر نحوي كه هست تلاش خواهد كرد |
| | | مهم است كه كاركنان به كاري كه انجام ميدهند افتخار نمايند و بتوانند در بهبود سيستم مشاركت داشته باشند |
| | | اجازه دهيد كاركنان احساس عزت و سربلندي كنند |
| |  | همه را ترغيب كنيد تا نسبت به بالا بردن معلومات و فرهنگ خود اقدام نمايند و بطور دائم در حال خود بهسازي باشند. |
| | | افراد خوب كمياب نيستند آنچه كمياب است دانش سطح بالاست |
| | | هر اقدام و هر عمل بخشي از يك فرآيند است هيچيك از مراحل به تنهائي موجوديت ندارد ولي در جمع هر يك ارزش و اهميت خود را دارند |
| | | ساماندهي ، نوسازي ،نوگرائيو افزايش مهارتهاي شغلي و زندگي را در سازمان خود پياده كنيد |
| |  | ارتباطات موثر: |
| | | ارتباطات موثر كليد موفقيت هر مدير است |
| | | ارتباط مستمر و پايدار با كاركنان و مشتريان خود داشته باشيد و در هنگام ارتباط نهايت امتنان و حرمت را حفظ كنيد |
| | | ارتباط مستمر با مشتريان و كاركنان باعث ميشود: |
| | | مديران اطلاعات دست اول و بدون تحريف را بگيرند |
| | | صميميت و شفافيت مابين مديران و مشتريان حفظ ميشود |
| | | رياكاري ،پنهان كاري و تقابل مابين كاركنان و مشتريان و مديران از بين ميرود |
| | ماخذ : مديريت در قرن 21 - تاليف آقاي دكتر عباس حاتمي - سال (1380پ ) |